مطالعات جنسی
جامعه- سارا نيكهاشمي: ما 2 گروه زن داريم كه به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج كنه.گروه اول زناني هستند كه منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناك دارن حركت ميكنند.افرادي هستند كه زير نگاه شديد اطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند كه پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر كرد آخرش با اين تحفه ازدواج كرد! از طرفي بي اعتمادي به در و ديوار و عدم شناخت فاكتورهاي صحيح يك نفر قدرت بله گفتن را ازشون سلب ميكند.آنها يه فرد كاملاً تضمين شده رو از هر نظر مي خواهند. اونها هزينه زماني گزافي رو دارن پرداخت مي كنند و مسلماً مي خواهند از اينهمه هزينه سودي عايدشون بشه و همچنين مشت محكمي بر دهان ياوه گويان بزنند. دختراني كه بايد يه چيزهايي رو به بعضي ها ثابت كنند و براي يك مرتبه هم كه شده پوزشون رو بزنند! اين گروه بايد به چند نكته توجه كنند. این مقاله ها از سایت ایران سلامت گرفته شده و در قالب pdf برای دانلود مقاله ها روی آنها کلیک کنید http://www.iransalamat.com/anbar/1132492640116.pdf http://www.iransalamat.com/anbar/1132492562115.pdf پاره شدن پرده بکارت ، در حقيقت نمود خارجي جرياني بسيار پيچيده است که بايد آن را آغاز "زنانگي" و پايان "دوشيزگي" شمرد.
مشكل زياد است، مانع و مانعتراش هم تا دلتان بخواهد. ولي تجربههاي كوچك موفق، نشان ميدهند كه هيچچيز غيرممكن نيست.
توي همين شرايط سخت هم هستند كساني كه با زحمت در اين راه تلاش ميكنند. انجمن تنظيم خانواده، يكي از قديميترين و بزرگترين تشكلهايي است كه براي آموزش بهداشت جنسي پيشقدم شده است.
اين انجمن، سالهاست كه براي آگاهكردن جامعه نسبت به مسائل جنسي، دورهها و كارگاههاي مختلف برگزار كرده و برنامههاي كوتاهمدت و درازمدت زيادي اجرا كرده است. آنها براي نوجوانها هم طرحهاي متنوعي داشتهاند. بهعنوان مثال، از مدتي قبل در مدارس 2 منطقه تهران (اكباتان و يافتآباد) آموزش بهداشت بلوغ را شروع كرده و موفقيت خوبي هم به دست آوردهاند.
دكتر كيانوش خليلي – مشاور برنامههاي سلامت نوجوانان در انجمن و مشاور يونيسف در برنامههاي «دوستدار نوجوان» - در توضيح بهانه اجراي اين طرح، حقايق تكاندهندهاي را مطرح ميكند؛ «ما در بررسيها و نيازسنجيهايي كه در اين مناطق داشتيم، از نوجوانان ميپرسيديم كه به چه چيزهايي احتياج داريد و آنها در درجه اول ميگفتند دسترسي به خدمات مشاوره كمهزينه و بيهزينه.
در خلال اين مشاورهها ما متوجه شديم كه خلأ عمدهاي وجود دارد در زمينه آگاهي اين دانشآموزان نسبت به مسائل جنسي و بهداشت باروري. ما در كمال ناباوري شاهد روابط جنسي تعداد معدودي از دختران در سنين راهنمايي و حاملگيهاي ناخواسته در دوره دبيرستان بوديم؛ دختراني كه وارد راههاي غيرقابل برگشتي شده بودند.
ما حتي موارد سقط جنين هم داشتيم و متوجه شديم كه دختران و پسران نوجوان در سنيني كه ما فكرش را نميكنيم، درگير مسائل جنسي ميشوند و نداشتن آگاهي و دانش كافي درباره اين مسائل، اثرات مخرب آنها را تشديد ميكند؛ سپس ما تصميم گرفتيم در بخش خدمات «دوستدار نوجوان»، آموزش بهداشت بلوغ را براي هر دو جنس ارائه دهيم».
البته جلب موافقت مسئولان مدارس براي برگزاري كلاسهايي تحت عنوان «آموزش بهداشت بلوغ» كار آساني نبوده است؛ «از هر 10تا مدرسه، 2تا موافقت ميكردند و 8 تا مخالفت. آنها كه موافق بودند، افراد دردآشنايي بودند كه اين مشكلات را ميديدند، آگاه بودند، دلسوز بودند و دنبال راهحل ميگشتند؛ پس به محض پيشنهاد يك راهحل، استقبال ميكردند. اما كساني كه مخالف بودند، با بستن چشم بر واقعيتهاي موجود ميگفتند اصلا ما در مدرسهمان اينجور مسائل را نداريم؛ اصلا چنين شاگردهايي نداريم و نيازي به اين برنامه نداريم».
اما علت مخالفت بيشتر مخالفان اين است كه بهاشتباه تصور ميكنند آموزش بهداشت جنسي به معني آموزش آميزش جنسي است و ميترسند با مطرحشدن اين مسائل، چشم و گوش افراد باز شود و به فساد كشيده شوند؛ درحالي كه دكتر خليلي ميگويد اين يك ترس بيهوده است.
او معتقد است ما بايد بين آموزش مسائل جنسي و آموزش مسائل جنسيتي فرق بگذاريم؛ «اين آموزشها طيف خيلي گستردهاي است كه از دوران نوجواني شروع ميشود، به جواني و ازدواج ميرسد، پس از بچهدارشدن هم ادامه پيدا ميكند و حتي در سنين پيري و ميانسالي هم آموزشهاي مخصوص اين دوران وجود دارد. نكته مهم اين است كه هريك از اين مراحل سني، آموزشهاي خاصي دارد كه براي آن سن طراحي شده است؛ يعني ما به دانشآموز راهنمايي مسائل آميزشي را نميگوييم بلكه او را با بدن خودش و ويژگيهاي آن آشنا ميكنيم، درباره بلوغ به او آگاهي داده و راههاي مراقبت از خودش را به او ياد ميدهيم.
در كشورهاي پيشرفته هم همينطور است. مثلا در انگليس، آموزشهاي جنسيتي را از دوران ابتدايي شروع ميكنند. مثلا براي بچهها، گلها را مثال ميزنند كه نر و ماده دارند، بينشان لقاح انجام ميشود و گل تازهاي بهوجود ميآيد. بعد كمكم كه بچهها بزرگتر ميشوند، جانوران را برايشان مثال ميزنند و با افزايش سن، شروع ميكنند به آشناكردن آنها با خودشان؛ يعني متناسب با افزايش سن افراد، آموزشها را گسترش ميدهند نه اينكه از همان اول بيايند مسائل جنسي و آميزشي را برايشان بگويند».
به نقل از روزنامه همشهری
1-اين هزينه سنگيني رو كه شما در حال پرداختش هستيد باعث ميشه كه سطح انتظاراتتون بالا بره.شما معمولاً بعد از ازدواج خيلي بيرحم ميشين! چون زماني ديگه براي از دست دادن ندارين و شوهرتون نبايد در خوشبخت كردنتون فس فس كنه! شما شانس هيچ آزمايشي رو بهش نميدين و اون فرد نگونبخت بايد تمامي هزينه هايي كه شما كرديد رو سريعاً بهتون پس بده!! مسلماً اگر فرد توانايي كافي براي اين مهم نداشته باشه و كسي باشه كه درك حسي بلد نباشه شما وي را خواهيد كشت!
2-بدونين هر ثانيه رو كه اضافه ميكنين 6 برابرش شرط انتخاب يك نفر رو سخت تر ميكنين.شما همواره انتظار يك فرد خاص رو داريد…يه خبر بد هم كه بايد بهتون بدم اينه كه اكثراً پيداش نميكنين! واقعيت اينه انتخابهاي شما بعد از مدتي شروع ميكنه به كم شدن.بلايي هم كه از آسمون ممكنه نازل بشه! اينه كه بعد از مدتي دچار وحشت تنهايي بشين و در نتيجه به اولين كور و كچلي كه يك هزارم خواسته هاي قبلتون رو نداره شوهر كنين و مجبورين كلي هم ازش در مقابل تعجب اطرافيان دفاع كنين!
3-شما از يك فرد معمولي انتظار بيشتري از همسرتون داريد . شما عموماً خودتون رو سركوب حسي و جنسي ميكنين.دچار يك افسردگي پنهان ميشين و نهايتاً همواره منتظرين كه فرد مورد نظرتون بياد و رل فرمان زندگي رو ازتون بگيره تا شما يه نفسي بكشين و ديگه مسؤل رانندگي نباشين!شما مي خواين كولر رو بزنين و يكم چشماتون رو ببندين و استراحت كنين! مشكل اينجاست كه شوهرتون هم دقيقاً همين مرگش بوده كه خواسته ازدواج كنه! حالا اون هم ديگه توان نداره و ميخواد فرمان رو ول كنه و كنار شما استراحت كنه! خب ، حالا كدوم دره رو مي پسندين كه بيوفتين توش؟!
زناني هستند كه از مردها متنفر شدن و اگه بتونن نسلشون رو منقرض ميكنن! اينها كمبود ها و ضربات عاطفي و همچنين نگرش غلطي كه به روابط مرد و زن داشتن باعث شده من براي جن هم آرزوي چنين زناني رو نكنم!البته اينها بيشتر دارن پوست خودشون رو ميكنن تا ديگران! نكته جالب اينكه اينها در ازدواج موفق به حساب ميان! چون تمام موارد احساسي رو بچه گانه و روابط زناشويي رو كوته فكرانه ميبينند و در گير مسائل مهمتري!! هستند غالباً با يك تيكه پاره آجر مثل خودشون ازدواج ميكنن و اينقدر خشك و قفل منطق هستند كه حرف هيچكس رو نميپذيرند و در نتيجه كاملاً راحتند! من خيلي سوال از اين گروه دارم ولي چون ميدونم دارم آب تو هاون ميكوبم حرفي نميزنم!
اما گروه اول اگر به اين شيوه ادامه دهند همه چيز را از دست خواهند داد و بايد نكاتي را رعايت كنند تا زندگي براي آنان شيرين شود!!
1-بايد بگم زنان ايراني زندگي ميكنن واسه شوهر كردن! اين واقعيت زندگي اونهاست.از هر سمت هم ببيني بازم همينه….خانمهاي گرامي، اين تفكر پوچ رو بريزين دور كه خوشبختي رو از ازدواج انتظار دارين.غلطه ، مردوده ، ميگيرين چي ميگم؟ در دنياي امروز رد شده. مردي كه نتونسته خودش رو خوشبخت كنه چطور قراره شما رو خوشبخت كنه؟ خودش هزارتا عقده داره و حالا ميخواد شما جوابگوي اونها باشين!ازدواج فقط يه روش زندگيه و اون احمقي هم كه گفته تنها و بهترين روشه مال 2 قرن پيش بوده! ازدواج ممكنه به خوشبختي ختم بشه ولي راه اون نيست.
2-هر مقدار زمان لازمه مصرف كنين ولي به خاطر فشار اطرافيان ازدواج نكنين.شما حق داريد جوري كه دوست داريد باشيد.
3-اين فكر غلط كه زندگي از بعد ازدواج شروع ميشه رو بريزين دور.لذت، تفريح، تجارت، آسايش و همه اون كارهايي رو كه به اشتباه فكر ميكنين بايد حتماً با شوهر باشه رو از همين الان شروع كنين.بخاطر ازدواج زندگي رو فراموش نكنين.چه اشكالي داره كه شما در مسيرهايي كه فكر ميكنين علاقه دارين فعاليت كنين و به خودتون برسين.انتظار خوشبختي از همسر داشتن غلطه! بلكه شما بايد با ازدواج خوشبخت تر بشين.چه اشكال داره شما وارد بازار بشين ، وارد بورس بشين ، امتحان كنين ، شكست بخورين، پيروز بشين، سرمايه گذاري كنين ، جهانگردي كنين و كلاً خودتون رو وقف چيزي كه ازش لذت ميبرين بكنين….
4-از نظر جنسي خودتون رو آزاد كنين.رابطه راحت داشته باشين.شما احتمالاً سنتون زياد شده و زمان كمي براي لذت بردن خواهيد داشت.مردي كه انتظار باكرگي از شما داره فقط يه احمقه كه شما رو كالا ميبينه و مصرفي. يه متحجر فكري كه شما رو واسه بدنتون مي خواد. ضمناً بدونين شوهر شما كه احتمالاً از نظر سني از شما چند سال بزرگتره ديگه اون قدرت و هيجان جنسي جواني رو نداره و همچنين مسلماً تا الان بارها رابطه جنسي داشته وفقط يه فرد كوته فكر ظالم از شما انتظار داره كه شما هميشه در حال كشتن خودتون باشين.
تازه عروس بنا به طبيعت ، از نخستين اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسماني نيست که اگر همراه با آرامش و خودداري و صبوري مرد باشد خيلي جزئي است. غالبا خود دختر هم نمي داند علت اين هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در اين مرحله دچار نوعي " شرم " نيز هست . همه اين علت ها را بايد در جاي ديگري جستجو کرد.
در حقيقت چون زن در اين مرحله که وارد حيات زناشويي مي گردد دگرگوني مهمي در برابر خود مي بيند و به زندگي آينده و مسووليت ها و خطرهاي آن مي انديشد و از آن واهمه دارد. همه اين واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شايسته توجه است.
اين وظيفه شوهر است که وجود اين هراس فطري زن را دريابد و همواره آن را به ياد داشته باشد.بهترين فرصت براي جلب اطمينان زن همين دوره کوتاه است.
معروف است که زفاف را نبايد با جبر آغاز کرد ، ما مي گوييم در کار پاره شدن پرده دوشيزگي نه تنها جبر نبايد در کار باشد بلکه اين عمل بايد دنباله و نتيجه نوازشي صبورانه و معاشقه اي جانانه باشد و شوهر بايد عروس را به تدريج متمايل و راغب به عمل نمايد نه آن که با شتابکاري و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خويش را فرو نشاند. در اين صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراين شوهر در شب زفاف بايد تمام تمهيدات لازم را به کار گيرد و در نهايت ملايمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترين اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده مي کند که به آساني التيام پذير نخواهد بود و گاه تا پايان زندگي زناشويي آثار آن بر جاي مي ماند.
از نظر روانشناسي اين دردهاي روحي منجر به پيدايش هزاران نوع اختلالات فکري ، غم و اندوه مزمن مي گردد که درمان آن بسيار مشکل خواهد بود زيرا اغلب منشا و علت اصلي آن ناشناخته مي ماند.
در واقع علت سرد مزاجي بسياري از زناني که لذت جنسي نمي برند آن است که در شب زفاف ناگواري ديده و رنج و تب روحي کشيده اند و اين تالمات در ضمير پنهان آنها مانده و اختلالات جسمي و رواني بعدي را با خود آورده است.
بسياري از امراض ديگر چون پريشان خيالي و بيماريهاي عصبي غالبا در اثر همين رويدادهاي به ظاهر کوچک شب زفاف ايجاد مي شود و گاهي اين عوارض روحي به قدري پيچيده و شديد مي شود که روان پزشک بايد مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمينان بيمار ، شايد موفق به کشف ريشه اصلي اختلال گردد. اين است که باز تکرار مي کنيم در نوازش و مهرباني و رعايت حال تازه عروس به ويژه در شب رفاف به هيچ نبايد کوتاهي کرد.
هيچ دختري فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه مي خواهد بکند و اگر حجب و حياي عروس يا هر علت ناشناخته ديگر مانع از آن است که به ميل تسليم شود بهتر است يک شب يا حتي شبهاي متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسماني خو بگيرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسي شود.
عمر انسان آن قدر کوتاه نيست که چنين شتابکاري لازم باشد و به خصوص در اين دوره ، صبر و متانت و حوصله به پيروزي و کامروايي خواهد انجاميد.
در اينجا بايد يادآور شويم اگر داماد به دليل ضعف نفس و سستي در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتيجه نمي رسد و لازم است اصرار در اين باره خيلي ملايم و صبورانه باشد.
اصولا زن وقتي هم حاضر و راغب به تسليم است طبيعتا مي خواهد بر او ظفر يابند ولي بين فتح عاشقانه و استيلاي وحشيانه تفاوت بسيار است و مرد بايد با فراست دريابد که هنگام دخول فرا رسيده است.
به طور کلي در هفته هاي اول ازدواج براي نزديکي نبايد پافشاري کرد جز آن که عروس خود ابراز تمايل کند.شوهر اگر عيبي در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نبايد آن را آشکار کند يا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگين شود و آن را مايه حقارت پندارد.
به نقل از هفته نامه سلامت
| Design By : Night Skin |

